#ویرانه#صهبآ#mastaneh2
ویرانه A115
برگشتی و دیدی که دلم ویران است
این سینه فقط خاطرهای لرزان است
روزهایم را یک به یک ، سوزاندی و رفتی
روبرویت مجنونیست که بیجهان است
دیر آمدی و دل من در خاک مدفون شد
وقتی رسیدی که این مرد روبه پایان است
گفتی خطا بود، پشیمان ونادم گشته حالم
زحرفت آهی بلند و کشیده بر دهان است
شعلهای که از دوریت ، میسوزاند مرا هردم
حالا فقط در نگاهانت دگر یک نشان است
من با سکوتم ماندهام غرق درنگاهان تو
تو ماندهای با این حسرتی بر زبان است
ویرانه
✍صهبآ🌹
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 13:28 توسط محمد صهبایی بزاز متخلص به صهبآ