#دکتربهرام_تکله#دکترتکله#سپیدمعلق#غزل#دکترمستانه#mastaneh2
اسیر یک نظر
نسیم از کوی تو آمد، دلم آشفتهتر شد
به بوی زلف پیچانت، نفسها شعلهور شد
شب آرام و دل خسته، پر از یاد تو بیدار
شبی که ماه غمگینت، چراغ چشمِ تر شد
به هر سو رفتم ای جانا، ندیدم جز تو یاری
تو بودی آنکه در دل، حریف دردسر شد
شکستم، خسته گشتم، لیک دست از تو ندارم
که عشق از جام چشم تو، به جانم مختصر شد
بیا بنشین کنار من، بگو از راز پنهان
که این دیوانهٔ تنها، اسیر یک نظر شد
✍️بهرام تکله
شعر با شماره M159 بنام استاد دکتر بهرام تکله در کنگره ادب و هنر مستانه ثبت است .
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 0:31 توسط محمد صهبایی بزاز متخلص به صهبآ