میانه‌ی باد

سپیدمعلق 🌀

پنجره

به نیمه‌ی کوچه باز ماند...

صدایی

در دهانِ بستهٔ کلاغ

گیر کرده است.

برگ‌ها

از میانه‌ی باد

بازمی‌گردند

بی‌آن‌که به شاخه برسند.

دست من

روی دیوار

معلق مانده...

کفش‌ها

رد پاهای خود را گم کرده‌اند.

چراغی که خاموش شد

هنوز روشن است...

سایه‌ها

در گوشه‌ی خانه

نام مرا تکرار می‌کنند

بی‌آن‌که صدا شوند.

هیچ‌کس

دست‌هایش را به صدا پس نداد.

و من،

در راهرویی بی‌انتها

با نگاه‌های معلق

پله‌ای را می‌جویم

که هرگز ساخته نخواهد شد.

نه سلامی،

نه خداحافظی.

✍بهرام تَکْله

شعر و سبک سپید مدرن معلق 🌀 بنام شاعر استاد دکتر بهرام تکله با شماره ثبت M143 در کنگره جهانی ادب و هنر مستانه ثبت و درج است .